تبليغاتX
اسب وحشی
اسب وحشی




قرارم با خودم این بود که فقط نوشته های خودمو اینجا بذارم ولی گاهی وقتا یه مصرع از یه شاعر دیگه کار هزار صفحه نوشته های خودمو نمی کنه. پس سنت شکنی: (البته گفتن نداره که بیت پنجمش به من ربطی نداره و فقط برای حفظ حق شاعر نوشتمش)

شعر از مهدی فرجی:

کفش هایم کجاست می خواهم سر شب راهی سفر بشوم

مدتی بی بهار طی بکنم، دو سه پاییز دربدر بشوم

"خسته ام" از تو "از خودم" از ما، ما ضمیر بعید زندگی ام

دو نفر انفجار جمعیت است، پس چه بهتر که یک نفر بشوم

یک نفر در غبار سرگردان، یک نفر مثل برگ در طوفان

می روم گم شوم برای خودم، کم برای تو دردسر بشوم

حرف های قشنگ پشت سرم، آرزوهای مادر و پدرم

"آه خیلی از آن شکسته ترم" که عصای غم پدر بشوم

پدرم گفت دوستت دارم پس دعا می کنم پدر نشوی

مادرم بیشتر پشیمان که از خدا خواست من پسر بشوم  

داستانی شدم که پایانش مثل یک عصر جمعه دلگیر است

نیستم در حدود حوصله ها پس چه بهتر که مختصر بشوم

دورها قبر کوچکی دارم، بی اتاق و حیات خلوت نیست

گاه گاهی سری بزن نگذار با تو از این غریبه تر بشوم



+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت   توسط راحیل  | 



درباره وبلاگ

وقتی جای دندونای یه حیوون درنده رو تن اسب وحشی می مونه وقتی داره از جای دندونای اون حیوون تو خون خودش غلت می زنه خدا رو شکر می کنه که این درد رو به خاطر شلاق آدما تحمل نمی کنه اونوقته که احساس می کنه یه اسب وحشیه و برای یه اسب وحشی اسب وحشی بودن به همه رنجها می ارزه.چون یه اسب وحشی نمی تونه یه اسب وحشی نباشه


منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو مطالب
آماده سازی قالب
طراح قالب


بايگاني
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387


پیوندها
نغمه(كانون شعر و ادب دانشگاه ع پ كاشان)
روزهای بر باد رفته (بهمن 84)
انشاي عشق
سكوت
ذوق خشكيده
شكايت ني
سوار دشتهاي صفر
بیت های گیج
ريگ صحرا...
طلب عشق ز هر بي سر و پايي نكنيد
من و سايه ام
نادرترین غزل
محسن نادری(دیوار)
انجمن شاعران گمنام
شب بود
به تماشا سوگند وبه آغاز کلام
سوزان
آذر
رقص سايه ها
بیا تا با هم...
آدمک
تازه هاي پزشكي
طلوع ماه
وب نویس
.:: قالب ساز ::.
طراح قالب


آخرین نوشته ها












لوگوی دوستان