تبليغاتX
اسب وحشی
اسب وحشی


از زبان قلم

 

باز هم آمده است... با دلی دردمند به تنهایی اش گریخته است تا در سکوتش سخن بگوید.

ما انیسان تنهایی یکدیگریم. او دردمند روسیاهی من، من روسیاه دردهای او و هر دو نگران برگهای سفید دفتر که سکوت او را فریاد می کنند.

دیرزمانی است که گفتنش رنج اوست و روسیاهی من و دیگر هیچ و هیچ.

قامتم را ندانستن ها شکسته اند و دلش را نفهمیدن ها به آتش کشیده است.

دامان دردهای او و اشک های مرا برچیده اند و من چشم سیاه او گشته ام که جز گریستن نمی داند.

رنج هایش را برای من زمزمه می کند، دردهایش را به دامان من می ریزد و من بی اختیار می گریم، سر بر دامان کاغذها می گذارم و اشک می ریزم اما باز می گردم و می بینم آنچه که او در حرارت دستانش که بر تنم می سایید پنهان کرده بود، این نیست که بر کاغذ گریسته ام. بخشی از آن گویا تنم را سوخته است.

آنچه گریسته ام را می خواند و می بیند وای باز هم واژه های دلش در کوره راه نفهمیدن ها شکسته اند.

او را می بینم تسلیم این درد که هرگز نمی تواند تمام آتش درونش را معنا کند و من روسیاه این رنج که باز هم دردهایش را به کمال نگریسته ام، که واژه ها حقیر گشته اند.

آتش درون او تنم را ذوب می کند و اشک می بارم اما اشکم در راه رسیدن به دامان کاغذ یخ می زند و از آن بلور سیاه واژه می ماند ـ فریبنده و تو خالی ـ که معنایش گم شده است.

 زمانه میان جان او و مردمان حصار نافهمی کشیده است. روزگار معنای ژرف واژه ها را دزدیده است و آنچه مرا بر دامان کاغذ می گریاند رنج فهمیده نشدن اوست...

                               



+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت   توسط راحیل  | 



درباره وبلاگ

وقتی جای دندونای یه حیوون درنده رو تن اسب وحشی می مونه وقتی داره از جای دندونای اون حیوون تو خون خودش غلت می زنه خدا رو شکر می کنه که این درد رو به خاطر شلاق آدما تحمل نمی کنه اونوقته که احساس می کنه یه اسب وحشیه و برای یه اسب وحشی اسب وحشی بودن به همه رنجها می ارزه.چون یه اسب وحشی نمی تونه یه اسب وحشی نباشه


منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو مطالب
آماده سازی قالب
طراح قالب


بايگاني
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387


پیوندها
نغمه(كانون شعر و ادب دانشگاه ع پ كاشان)
روزهای بر باد رفته (بهمن 84)
انشاي عشق
سكوت
ذوق خشكيده
شكايت ني
سوار دشتهاي صفر
بیت های گیج
ريگ صحرا...
طلب عشق ز هر بي سر و پايي نكنيد
من و سايه ام
نادرترین غزل
محسن نادری(دیوار)
انجمن شاعران گمنام
شب بود
به تماشا سوگند وبه آغاز کلام
سوزان
آذر
رقص سايه ها
بیا تا با هم...
آدمک
تازه هاي پزشكي
طلوع ماه
وب نویس
.:: قالب ساز ::.
طراح قالب


آخرین نوشته ها












لوگوی دوستان